دوست دارم!
من اين شب زنده داری دوست دارم، پريشان روزگاری دوست دارم، به شهر من ز من بيگانه تر نيست، همين دور از دياری دوست دارم، بيابان را که خلوتگهه انس است، چو اهوي فراری دوست دارم، تو را هم با همه نه مهربانی، عزيزم اری اری دوست دارم، به اميد وصلت زنده ماندم، من اين چشم انتظاری دوست دارم، براي ديدنت رخصت نخواهم، من اين بی بند و باری دوست دارم، نميگيرم به يک جا يکدم آرام، چو طوفان بی قراری دوست دارم.
—————————————————————————–
آخرين تکيه قلب
آخرين تکيه قلبم را به پروانه اي دادم که رنگ پرهايش سوي ديدن را از من گرفت، به او دادم چون از تمامي چيزهاي دور و برم پاکتر بود، حتي آبي تر از حوض آبي خونه ي تنهاييم!!!!!
—————————————————————————-
اگر تنها ترين تنهاها شوم باز خدا هست او جا نشين تمام نداشته هاست.
حال ميكنيدا!
خوشگلترين ، چطوری ماه روي زمين؟ چه خبرا ای بهترين، الهی من فدات شم عزيزترين… [نمونه اي از افعال معکوس]
—————————————————————————–
يادته اون دفعه اومدی دستمو گرفتی بردی يه جای خلوت! تندی شلوارت رو کشيدی پايين!! منم هر چی آب داشتم ريختم لاي پات!!!!!!!!!!!!!!!!!!!…………………………………………………(برگی از خاطرات يک آفتابه!!)
—————————————————————————–
ايسگاه دوم پياده ميشم!
زندگی 3 ايستگاه دارد! 1.تولد 2.عشق 3.مرگ…… آقا لطفا ايستگاه دوم نگه دار !!
—————————————————————————–
هنوزم دوستت دارم!
پاييز را دوست دارم چون فصل غم است… غم را دوست دارم چون حرف دل است… دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت… عشق را دوست دارم چون تو را با من اشنا کرد…
—————————————————————————–
جدي نگيريد!
و خداوند احمدي نژاد را آفريد! آنگاه با حيرت چانه ي خود را خاراند و در حالی که به او خيره شده بود گفت:هااااا ايی که آفريدم يعنی چه؟
—————————————————————————–
من بي نيازترينم!
بهش گفتم چون دوستم داری بهم نياز داری يا چون بهم نياز داری دوستم داری؟بعد از سکوتش خنديد و گفت جمله ي قشنگيه!!! ولی…چرا هيچوقت به جمله ي قشنگم پاسخی نداد؟؟ امّا …اگه اون يه روزی اين سؤال رو ازم ميپرسيد بهش ميگفتم: چون دوست دارم بی نيازترين آدم شهره زمينم!
—————————————————————————–
جالبه!
ميدانيد کجا؟!…زير سنگ…!! من سالها روي سنگهـــا خوابيده ام به پاس لطف سنگها–آن روز از سنگها خواهم خواست که تا ابد روي من بخوابند!!! من بايد آنچه را احساس ميکنم بنويسم….ومينويسم! ولي تو اي پاسدار جهالت!….اگر ميخواهي دهان فرياد مرا قفل کني؟ …قفل کن!..اما…فراموش مکن…همان انساني که ديروز ندانسته،براي تو قفل ميساخت!…امروز دانسته کليدش را براي من ميسازد!
—————————————————————————–
چندتا جمله عشقولانه! (جالبه!)
1. عشق زماني است که درست مثل روزهاي بچگي روي جدول پياده رو راه بروي و بي دليل بخندي!
2. هر گاه دلت هوايم را کرد به آسمان بنگر و ستارگانی را بنگر که همچون دل من در هوايت مي تپند.
3. اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفایي نيست، وفا آنست که نامت را هميشه روي لب دارم.
4. سياه چشمی به کار عشق استاد، به من درس محبت ياد ميداد، مرا از ياد برد آخر ولی من، به جز او عالمی را بردم از ياد.
5. بی تو هر لحظه ملاليست مرا، هرنفس زحمت ساليست مرا، با همه رنج توان سوز فراق،باز با عکس تو حاليست مرا!!
—————————————————————————–
چقدر آف اومده!
Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off Off
ببينم تاحالا کسی اينقدر آف واست گذاشته بود؟!
—————————————————————————–
روزی بود روزگاری نداشت!!
روزی بود روزگاری نداشت. جنگلی بود که درخت نداشت. شکارچيی بود که تفنگ نداشت. روزی اين شکارچی با تفنگی که فشنگ نداشت آهويی شکار کرد که سر نداشت. انداختش تو کيسه ايی که ته نداشت. اين شعر شاعری داشت که اسم نداشت. اگرچه اين شعر سرو ته نداشت ولی ارزش سر کار گذاشتن رو داشت!!
—————————————————————————–
تورو خدا نرو!
با اشک چشمانم با فرياد خاموشم به دنبال تو آمدم التماس کردم که باز گردي اما تو باز نگشتي ..هرگز … اي پيک بهداشت !
—————————————————————————–
Read more
