
شاعرانه گرد هم آمدیم تا شعری به بلندای یلدا و به زیبایی این شب به یاد ماندنی بسراییم . این شعر با تمام نقاط ضعف و قوتش طنین آوای بیش از سی شاعر از رده های سنی با دیدگاه های متفاوت است ؛ قصد مان تعاملی بود بین دوستانی که با سر انگشت باد بر آب می نویسند . از اعتماد و لطف تمامی دوستان متشکرم ؛ چه آنان که بندی ازآنان در شعر هست و چه دیگرانی که هستند اما نه در بندهای این شعر … حال واژه هایشان را به آرامی کنار بزن و روح زیبایشان را ببین تا گرمت کند این آفتاب در دل طولانی ترین شب سال … یلدایتان مبارک
از برگ برگ ِ دفتر من پرت می شوند
معشوق های خسته ی پایان گرفته ام
یلدای چشم های تو را گریه میکنند
موهای رنگ و بوی زمستان گرفته ام ! ( سید مهدی موسوی )




