تلنگر : هيچ وقت عشق رو گدايی نکن چون معمولاً چيز با ارزش رو به گدا نميدن!
واژه شناسي :
ايي اسگل كه ايي گفت يعني چه؟!
حتماً تاحالا واژه ي “اسگل” به گوشتون خورده ، جالبه بدونيد که اصلاً معني بدی نداره، اسگل نام پرنده ايی است که از اول بهار تا آخر پاييز ميره دنبال آزوقه و آزوقه جمع آوری ميکنه واسه زمستونش، ولی زمستون که ميشه يادش ميره کجا اونا رو نگاه داشته و تمام زمستونو ميگرده دنباله اون آزوقه… خودمونيما عجب اسگليه !!
—————————————————————————–
اگه بگن امشب خدا يه آرزوتو برآورده ميكنه چه آرزويي ميكني؟؟؟؟؟ راستي من ميتونم دوتا آرزو كنم ، بگو آرزوت چيه تا منم به جات آرزو كنم
در اين دنيا سراب محکوم است به پوچي… پرستو محکوم به کوچ کردن… شمع محکوم به اشک ريختن… خارها محکوم به تنهايي… روز محکوم به غروب کردن… شب محکوم به رسيدن… قلب با همه ي پاکي وصداقتش محکوم به دوست داشتن وچه محکوميتي شيرين تر و دلپذير تر ازاين است؟ اما اي کاش همه ي اين محکوميتها زيبا را مي پذيرفتند. اي کاش…؟
—————————————————————————–
مي دوني چرا بين انگشتان دست فاصله هست؟ چون يه روزي يه دستي پيدا مي شه كه اين فاصله رو پر كنه
—————————————————————————–
خيلي سخته يکي بهت بگه ستاره تو بچينمت يه مدت که گذشت بگه ديگه نيا ببينمت
تنها بودم تو رسيدي گفتي ما بشيم بهتره ديگر تنها نبودم اما بعد از مدتي سر قرار نيومدي يك روز كه داشتم دنبالت ميگشتم به تنهاي ديگري رسيدم گفتم چرا تنهايي؟ گفت يارم نيومده يهو با خوشحالي بلند شد و گفت اومد وقتي برگشتم تو را ديدم
—————————————————————————–
يك شب از خدا خواستم تا مرا از دست عشق آزاد كند خدا دعاي مرا مستجاب كرد …. من تبديل به سنگ شدم
—————————————————————————–
مي گن يه دختر با هزار تا آرزو با يه پسر دوست ميشه در حالي كه يه پسر با يه آرزو با هزار تا دختر دوست ميشه
—————————————————————————–
مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد. زن مکالمه را کشف کرد و شايعه اختراع شد! مرد قمار را کشف کرد و کارتهاي بازي را اختراع کرد. زن کارتهاي بازي را کشف کرد و جادوگري اختراع شد! مرد کشاورزي را کشف کرد و غذا اختراع شد. زن غذا را کشف کرد و رژيم غذايي را اختراع کرد! مرد دوستي را کشف کرد و عشق اختراع شد. زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد! مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد. زن پول را کشف کرد و « خريد کردن » اختراع شد! از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را ک
—————————————————————————–
هوا ترست به رنگ هواي چشمانت دوباره فال گرفتم براي چشمانت اگر چه كوچك و تنگ است حجم اين دنيا قبول كن كه بريزم به پاي چشمانت بگو چه وقت دلم را ز ياد خواهي برد اگر چه خوانده ام از جاي جاي چشمانت دلم مسافر تنهاي شهر شب بو هاست كه مانده در عطش كوچه هاي چشمانت تمام آينه ها نذر ياس لبخندت جنون آبي در يا فداي چشمانت چه مي شود تو صدايم كني به لهجه موج به لحن نقره اي و بي صداي چشمانت تو هيچ وقت پس از صبر من نمي آيي
—————————————————————————–
مرد ها مثل چي هستند ؟
مردها مثل « مخلوط كن » هستند. در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد: مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند. حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد: مردها مثل « كامپيوتر » هستند. كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند: مردها مثل « سيمان » هستند. وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني: مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند. هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند.!
—————————————————————————–
برگ از درخت خسته ميشه >>>>>>>>>>>>>> پاييز بهونه س!
—————————————————————————–
يادت باشه دنبال 3 چيز ندو ، مترو ، اتوبوس و پسر، چون هر سه تاشون هر 10 دقيقه به 10 دقيقه دوباره مياد!
—————————————————————————–
دوتا جمله تو يه مايه! (جوابش رو براي خودمم بنويس)
1. دوست دارم شايد هرگز نفهمی ولی اين آف رو ميزارم تا شايد بفهمی که با تو ام! آخر اين آف 1 سند تو آل ميزنم ولی اگه تو واقعاً منو دوست داشته باشی واسم يک آف ميزاری (استعاره از نظر) و ميگی عاشقتم!
2. دلم ميخواد بهت بگم دوست دارم روم نميشه آف ميزارم….دلم ميخواد تا on ميشی بيام که با هم چت کنيم روم نميشه تا On ميشی من Off ميشم….دلم ميخواد تو ويس چتا داد بزنم من عاشقم عاشق تو روم نميشه تا ويس ميدی رد ميکنم…دلم ميخواد تا پشت net بهت وبم رو بدم روم نميشه بهت ميگم وب ندارم…حالا کجايی که ببينی من چجوری روم ميشه سند تو آل کنم که عاشقم عاشق تو ای (فرند ليست) عزيزم اينو براي كل فرند ليستت بفرست مطمئن باش اونی که دوست داره برات Off يا pm ميزنه که عاشقته
—————————————————————————–
اگه دبير رياضی بودم ثابت ميکردم که چگونه شعاع نگاهت از مرکز قلبم ميگزرد…….اگر دبير شيمی بودم نام تو را در قلبم پخش ميکردم تا محلول با محبت شود……. اگر دبير دينی بودم ميدونستم که بعد از خدا تو را ميپرستم ……اگر دبير جغرافی بودم ميدونستم که خوش آب و هوا ترين منطقه آغوش گرم توست……و اگر دبير زبان بودم با زبان بی زبانی ميگفتم `You love I`
—————————————————————————–
روزی که ميگفتی من با تو ميمانم / روزی که دانستی من بی تو ميميرم / روزی که با عشقت بستی به زنجيرم / بازنده من بودم اين بوده تقديرم / خوشباوری بودم پيش نگاه تو/ هردم ز چشمانت خواندم كلامي!
—————————————————————————–
:..:: .-..::…:..:: .-..::.:..:: .-..::…:..:: .-..::….::::–.::::–:..:: .-..::…:..:: .-..::….::::–.::::–:..:: .-..::…:..:: .-..::….::::–.::::–:..:: .-..::…:..:: .-..::….::::–.::::–:..:: .-..::…:..:: .-..::….::::–.::::–:..:: .-..::…:..:: .-..::….::::–.::::–:..:: .-..::…:..:: .-..::….::::–.::::–:..:: .-..::…:..:: .-..::….::::–.::::–:..:: .-..::…:..:: .-..::….::::–.::::–:..:: .-..::…:..:: .-..::…:..:: .-..::….::::–.::::–:..:: .-..::….::::..:: .-..::…:..:: .-..::….::::–
اينم يه آف يا سندتوآل براي نابينايان!
وقتي به دنيا امدم در گوشم زمزمه كردند كه دوستش بدار تا دوستت بدارد و حالا كه با تمام وجود دوستش دارم مي گويند فراموشش كن تا فراموشت كند
—————————————————————————–
نمي دانم که دانست او دليل گريه هايم را؟ نمي دانم که حس کرد او حضورش در سکوتم را؟ و مي دانم که مي دانست ز عاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده که من اينگونه دل بستم
—————————————————————————–
دلم ميخواد به من بگی دوست دارم تا يك زبون درازيه جانانه بهت بکنم بعد هم بهت بگم خواب ديدی خوش باشه!! ( جدی نگيريد! )
—————————————————————————–
بدون شرح!
بر سر گور کشيشي در کليساي وست مينستر نوشته شده است: کودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم . بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم . بعد ها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم . اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!!
—————————————————————————–
وقتی دلم تنگه ميرم پشته ابرا زار ميزنم.پس يادت باشه هر وقت بارون رو ديدی بدون دلم واسط تنگ شده
—————————————————————————–
زندگي چون قفسي است. قفسي تنگ پرواز تنهايي چه خوب است. لحظه غفلت آن زندانبان بعد از آن هم پرواز….
اين نتيجه ي سالها تجربه س! از من گفتن بود ،
يه نصيحت هيچ وقت تو خيابون نرو، اگه رفتی سرتو بالا نکن، اگه بالا کردی، به هيچ کس نگاه نکن، اگه نگاه کردی نخند، اگه خنديدی شماره ازش نگير، اگه گرفتی بهش زنگ نزن، اگه زدی باهاش حرف نزن، اگه زدی نگو دوسش داری، اگه گفتی باهاش قرار نزار، اگه گذاشتی نرو سر قرار، اگه رفتی تحويلش نگير، اگه گرفتی عاشقش نشو، اگه شدی بهش نگو، اگه گفتی……. ميزاره ميره


