ماه قاتل نیست
خورشید که می رود
سایه ها می میرند
پولت را هرجایی که گم کردی
باید برگردی
همان جا پیدا کنی
بپرهیز از آن که ستیزه جویی(لجاج) تورا چون اسب سرکش بردارد.
چون برادرت از تو بِبُرد
خود را به پیوند با او وادار.
چون روی برگرداند
مهربانی پیش آر.
چون بخل ورزد
از بخشش ٬
چون دوری کند
از نزدیک شدن ٬
چون سختگیری کند
از نرمی کردن با وی٬
و به هنگام گناه و اشتباهش
از عذرخواستن اش دریغ مدار.
چنان که گویی تو بندهی اویی
و چونان که او تو را نعمت داده است و حقی بر گردنت نهاده است.
و مبادا این نیکی را آنجا کنی
که نباید
یا دربارهی آن کس که نشاید…
اگر برای یک اشتباه خود٬
هزار توجیهِ درست بیاوری؛
دچارِ
هزار و یک اشتباه شده ای.
شهر که خلوت بشه
قورباغه هم هفتتیرکش می شه!
دوست داشتن ایستادن زیر باران وبا هم خیس شدن نیست
دوستی آن است که یکی برای دیگری چتری شود
و دیگری هیچگاه نفهمد که چرا خیس نشد
حرفی را که جرات تکرار کردنش را نداری نزن!
آورده اند که روزی آسیابانی که در حال احتضار بود
رو سوی فرزندان خویش کرد و گفت:
عزیزانم من یک مقدار نگران عالم قیامت خود هستم.
چرا که از هر ۱۰ کیسه گندم یک کیسه می دزدیدم.
می ترسم که آن دنیا دچارعقوبت شوم و…
فرزندانش با چشمان گریان گفتند:
پدرجان هیچ نگران مباش و راحت وداع دنیا کن
ما برای تو اسباب آمرزش و دعای خیرمردم را جلب خواهیم کرد.
و پدر مُرد وکارِ وی به دستِ فرزندان افتاد.
فرزندان نیز برای اینکه به وعدهی خویش عمل کرده باشند
از آن پس از هر ۱۰ کیسه ۳ کیسه را دزدیدند.
و سایه بانی که پدر برای استراحت مردم ساخته بود خراب کردند
و از ۵۰ متری آسیاب نرده کشیدند که مردم مجبور شوند
کیسه ها را برگردهی خویش حمل کنند و…
و مردم جملگی می گفتند:
خدا پدرشان را بیامرزد.
حداقل او ۱ کیسه می دزدید!
و سایه بانی گذاشته بود و ….







