sedato baram sms kon ba negahet behem mis bezan ba ghalbet behem zang bezan ghalbam ro vibrast ta man barat ye bus blutus konam ta to bezari ru backgrande lopet
روي در قلبم نوشتم ورود ممنوع عشق امد و گفت من بيسوادم
به ديدارم بيا هر شب،در اين تنهايي تنها و تاريك خدا مانند،دلم تنگ است،بيا اي روشن اي روشنتر از لبخند،شبم را روز كن در زير سرپوش سياهي ها ، دلم تنگ است
روی هر شانه سری وقت وداع می گرید سر من وقت وداع گوشه دیوار گریست
از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها کسانی با خود چتر می برند که به کار خود ایمان دارند(آنتوان چخوف(
چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه کودکانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يک کلمه مرا ترک کردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم !…………ولي هنوز هم دوستت دارم



