چارلي چاپلين ميگه : شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شدي تا ميتواني زيبا برقص
تو ميگفتي زماني دور يا نزديك ؛ فريب زندگي ما را ، مرا از تو … ترا از من جدا سازد و من باور نمي كردم. تو ميگفتي زمان صد چهره افسرده هم دارد ، جهان تنها گرماي محبت نيست و من باور نمي كردم. تو ميگفتي و من در گوش تو افسانه مي خواندم و افسوس اكنون هر يك جدا از هم ، راهي در پيش رو داريم. ومن تنها تنها بارها از خويش مي پرسم : چــه خـــواهـــي كــــــــــــــــرد؟؟؟
تحمل کردن زيباست اگر قرار باشد روزي به تو برسم انتظار اسان است اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم زندگي شيرين است اگر قرار باشد مزه ي دستان تو را بچشم
مشکلات حل مي شود اگر قرار باشد روزي به پاي تو بميرم اشک ها همه به لبخند تبديل مي شود اگر قرار باشد تو را يک بار ببوسم و لبخند ها دوباره به اشک فقط اگر ببينم خيال رفتن داري ا ما بدان د و ســتــت دارم ا ز پــشـت ا يــن هـمـه فـا صــلــه ا ز پـشـت ايـن هـمــه حـــر ف







(6 votes, average: 3.83 out of 5)

